تبليغاتX
سورنا -

سورنا

رو سر بنه به بالين تنها مرا رها كن

ترك من خراب شبگرد مبتلا كن

ماييم و موج سودا شب تا به روز تنها

خواهي بيا ببخشا خواهي برو جفا كن

از من گريز تا تو هم در بلا نيفتي

بگزين ره سلامت ترك ره بلا كن

ماييم و آب ديده در كنج غم خزيده

بر آب ديده ما صد جاي آسيا كن

خيره كشي است ما رادارد دلي چو خارا

بكشد كسش نگويد تدبير خونبها كن

بر شاه خوبرويان واجب وفا نباشد

اي زرد روي عاشق تو صبر كن وفا كن

درديست غير مردن كان را دوا نباشد

پس من چگونه گويم كاين درد را دوا كن؟

در خواب، دوش، پيري در كوي عشق ديدم
با دست اشارتم كرد كه عزم سوي ما كن
گر اژدهاست بر ره، عشق است چون زمرد
از برق اين زمرد، هين، دفع اژدها كن

 بس کن که بیخودم من، ور تو هنر فزایی

تاریخ بوعلی گو، تنبیه بوالعلا کن 

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 19:0 توسط محمد |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

شهر عشق(مرغ مهاجر)
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

اسفند 1386

بهمن 1386
دی 1386



پیوندها

ALEX
یاداشت های کودکانه
cloob


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS